دوستان قدیمی
چه خبر؟؟؟
کجایین؟؟؟
چکار میکنین؟؟
چه خبر؟؟؟
کجایین؟؟؟
چکار میکنین؟؟
بچه ها امیدوارم حالتون عااااااااااااااااالی باشه خیلی زود گذشت الان ترم 5ایم خیلی اتفاقا افتاد تو این مدت همه جوره ادمی داشتیم ناراحت , عصبانی , دلشکسته , مهربون , خودخواه , عاشق , بیطرف , لجدربیار و,,,,,,, الان دیگه دانشگاه شورهیجان گذشته رو نداره همچی ارومه
همممممممممممچی اتفاق خاصی افتاد میام مینویسم
الان در حال حاضر مرهمترین درگیری بچه های متال جابجا کردن تاریخ ریاضی مهندسیه
{البته درگیریه دانشگاهی}
خیلیا هم ریاضی مهندسی ندارن
مردی نزد زرتشت رفت و گفت:
فلانی پشت سرت چیزی گفته است
زرتشت گفت: در این گفته ات سه خیانت بود
شخصی را نزد من خراب کردی !
فکر مرا بیهوده مشغول کردی !
و خودت را نزد من خوار کردی !
جاده زندگی نباید صاف و مستقیم باشد وگرنه خوابمان می گیرد
پیچ ها و دست اندازها ، نعمت اند

آب هارا گل کردند. چشمها را بستند و چه با دل کردند...
صبر کن سهراب. گفته بودی قایقی خواهی ساخت، دور خواهی شد از این شهر غریب.
قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه اهل زمین بیزارم...

پروردگارا
به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند ، گریه کنم برای کسانی
که هیچگاه غم من را نخوردند ، لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم
ننواخنتند و عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند . . .
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
دکتر علی شریعتی
شب سردي است ، و من افسرده.
راه دوري است ، و پايي خسته.
تيرگي هست و چراغي مرده.
مي كنم ، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سايه اي از سر ديوار گذشت ،
غمي افزود مرا بر غم ها.
فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهاني.
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر ، سحر نزديك است:
هردم اين بانگ برآرم از دل :
واي ، اين شب چقدر تاريك است!
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟
مثل اين است كه شب نمناك است.
ديگران را هم غم هست به دل،
غم من ، ليك، غمي غمناك است
چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است!
صاحب فیل گفت:
این فیل چنین کاری نمیتواند بکند. چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است.
آن با یک تصور خیلی قوی در ذهنش بسته شده است.
کودک پرسید چطور چنین چیزی امکان دارد؟
صاحب فیل گفت: وقتی که این فیل بچه بود مدتی آن را با یک طناب بسیار محکم بستم. تلاش زیاد فیل برای رهایی اش هیچ اثری نداشت، و از آن موقع دیگر تلاشی برای آزادی نکرده است.
فیل به این باور رسیده است که نمیتواند این کار را بکند!
هر کدام از ما، با نوعی فکر بسته شده ایم که مانع حرکت ما به سوی پیروزی است...
ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ. ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ. ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ …!
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ . ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﻮﮐﺲ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ، ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ . ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ' ﺯﻫﺮ' ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ' ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ', ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟
ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ !
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ: ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ؟ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ِ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ، ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ...
حکایت ما ادمها همینه....
یه تست داریم توپ
خدایی نظر بدین و بگین واسه اولین بار تا کجاشو تونستین برین
چاخان پاخانم نداریماااااااا
خب همین طور ک میبینی تو هر رنگی اسم ی رنگو نوشتم
کاری ک باید بکنید اینه ک :
به اون اسامی رنگا ک تو هر رنگی نوشتم توجه نکنید
و تند و تند بدون هیچ توقفی رنگ پشت زمینه ی رنگا رو بلند بخونید
در صورتی این تستو درست انجام دادی ک ۷ ثانیه بیشتر نشه
۷ ثانیه ک تموم شد هرجای این تست ک بودی همونو تو نظرات بزار
خاکستری سبز قرمز زرد آبی مشکی آبی
زرد نارنجی قهوه ای بنفش سفید
نارنجی قرمز صورتی
درخت خرما و گردو رو پيوند بزني خرما گردوئي بده !؟
رگ قلبت بگيره به جاي اينکه بالون بزنن پاراگلايدر بزنن
واسه کاردستي ِ مدرسه يه ساختمون ِ هشت طبقه ي 32 واحدي ِ اسکلت فلزي ببري
بري مکه به جاي سنگ زدن به شيطون يه چاقو در بياري بکني تو شکمش خيال همه رو راحت کني
چشم و مغز و قلبمون يه جلسه تشکيل بدن تکليفشونو با ما روشن کنن
خانواده مذهبي باشه اسم دختررو بذاره سيندر الله
شب خواب ببيني که 1 ماه داري ميري سر کار, صبح که بيدار شدي حقوقشو بگيري
پشه ها به جاي اينکه خونمون رو بمکن،ميومدن چربي هاي اضافه بدنمون رو مي مکيدن
راديو رو روي يه موج سه متري تنظيم مي کردي مي رفتي موج سواري
ماهي از آب در بياد تو ساحل سيگارشو بکشه برگرده تو آب
تو مطب نفر قبل از تو که مي ره تو اطاق دکتر، بري در بزني بگي زود باش
ورودي ِلاس وگاس بزنه : به شهر شهيدپرور ِ لاس وگاس خوش آمديد !!!؟
بوق زدن ممنوع باشه ماشينتو بذاري رو ويبره
حراست دانشگاه دم در با دقت نگات کنه ، اشکالاي آرايشيتو بگه ، برات درسش کنه. لوازم آرايش بهت قرض بده
، يادت بده چجور آرايشي بهت مياد ...؟
تو گوگل سرچ مي کردي "نيمه گم شده ي من " عکساشو واست مي آورد راحت پيداش مي کردي!!!؟
شامپو ضدِ شوره بخوري ، دلشوره هات تموم بشه...؟
بفهمن اصغر فرهادي دوپينگ کرده همه جايزه هاشو بگيرن
روي راديو، تور بکشي بشه رادياتور
يکم از هواي اطراف وايرلستو بکني توي کيسه
زنگ بزني آژانس بين المللي انرژي اتمي، بگي يه ماشين مي خوام.
الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزكیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت برای گشایش كار ها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
ط: طاقت برای تحمل شكست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداكاری برای قلب های درد مند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امید ها
م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك
ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد
او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟
دست ها بالا رفت.او گفت:من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم
اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.
او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟
باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟
او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد
بعد آنها را برداشت و گفت:
مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟
بازهم دستها بالا بودند
سپس گفت:
هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم شما هنوز هم آن ها را می خواستید
چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید.
اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم
و با تصمیم هایی که می گیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم .
و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم
اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.
شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.
کثیف یا تمیز،مچاله یا چین دار
شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.
ارزش ما در کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم نمی آید
ارزش ما در این جمله است که:
ما که هستیم؟
هیچ وقت فراموش نکنید که شما استثنایی هستید
ارديبهشت:بايد بهشتى باشى که ارديبهشتى بشى.
خرداد:اصلا حکايت داريم خرداديا اول جذابيت بودن بعد دست و پا در آوردن.
تير:اگ نزديک تير ماهيا شدى دور دروغ و کامل خط بکش....
مرداد:يه مردادى هر چقد کودک درونش بازيگوش باشه هيچ وقت با کسى بازى نمیکنه.
شهريور:هيچ وقت دل يه شهريورى و نشکون خدا بدجور مراقبشونه.
مهر:زندگى با يه مهر ماهى يه تجربه فوق العاده ست که البته لياقت میخواد.
آبان:دنياام عوض شه يه آبانى عوض نميشه
آذر:آذرى آ آرزويى ندارن چون خودشون آرزو همه ان.
دى:کسى که يه دى ماهى رو از دست ميده لگدى به بخت خودش میزنه ک تا حالا بروسلى نزد به حريفاش.
بهمن:بهمن ک ماه نيس کلکسيون آدماى جذابه و خاصه.
اسفند:مهربونى يه اسفندى رو با ضعفش اشتباه نگير